العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
208
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و گمراه است و سخن وسوسه انگيز خود را بدرون گوش او افكند و بدلش رسد و خدا دانا است كه چگونه مىشود . و وسوسه شيطان مورد ترديد نيست و شيطان خصوص ابليس نيست و كلى است چون فرزندان و ياران دارد . و اينكه چون خون در تن آدمى روانست مثلى است نه اينكه درون رگها و سوراخهاى تن او ميرود ، و مقصود اينست كه پيوسته با او است چنانچه گويند مانند سايه دنبال او است يا چون روح و تن است يا مانند شاخ بهمراه بز است و جز آن سخن عرب اشاره و كنايه دارد و اگر سخن مجاز و استعاره نداشته باشد رونق ندارد و سخن معمولى است و سيد ما رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم از شيواترين مردم بود . و برخى گفتند دورى كن از شيطان كه دشمنى است آشكار او را نبينى و تو را بيند ، و به تو نيرنگ زند و تو ندانى او كهنه كار است و تو تازهكار ، تو دلى ساده دارى و او خبيث است . و سود اين حديث آگهى است كه شيطان ملازم و مراقب تو است از آنجا كه ندانى و بايد از او خود را نگهدارى و از مكر و كيد و وسوسهاش بپرهيزى و راوى انس بن مالك است . 155 - در كافى - 5 : 549 ( حديثى در باره مأبون آورده كه ترجمه آن گذشت شماره 107 ) و دنبالش گفته : مردى كه عامل بر آنست چون به سال چهل رسد آن را وانهند . 156 - و از همان : 5 : 552 - : كه مردى از امام ششم يا هفتم پرسيد از زنى كه با زنى مساحقه كند آن حضرت تكيه زده بود بر نشست و فرمود : ملعونه ملعونهاند رو و زير هر دو - و حديث را كشانده تا فرموده خدا بكشد لاقيس دختر شيطان را كه آن را آورد ، آن مرد گفت : آن را مردم عراق آوردند فرمود : نه به خدا كه در عهد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بود پيش از آنكه عراقى باشد الخبر